منطقِ سیاست حاکم بر دنیای کنونی، یعنی سیاست ماکیاولی، قدرت است. اگر کشور و ملّتی قدرت نرم و سخت لازم را داشته باشد، یعنی از لحاظ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نطامی وضعیّت مناسبی داشته باشد، در دنیای کنونی جایگاه خوبی خواهد داشت و پذیرفته خواهد شد. کشورها در دنیای کنونی یا قدرتمندند که چند کشور بیشتر نیستند یا در ذیل قدرت و تسلیم و ذلیلِ قدرتمندان هستند که اکثیر کشورهای دنیا را تشکیل میدهند و یا کشورهای معدودی هستند که قدرت را با زحمت و از راهش به دست آوردهاند.
این قدرت نه با تنبلی و سستی به دست میآید و نه با گدایی از قدرتمندان و سازش و تعامل با آنان. این قدرت با مرارت و مقاومت و مجاهده و تلاش و تحمّل سختیها به دست میآید. اساساً این قدرت دادنی نیست و گرفتنی است. کشورها و ملّتهایی ممکن است آرمانهای بلندی نداشته باشند و بخواهند ذلیلانه امّا در عافیت و در زیر بلیط کشورهای قدرتمند ادامهی حیات دهند ولی کشورهایی که هویّت فرهنگی و تاریخی دارند و جز به عزّت و سعادت حقیقی نمیاندیشند، راهشان معلوم است و از چالش با نظام سلطه گریز و گزیری ندارند.
ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118