۱- بزرگترین انتقاد به نظریه مارکس این بوده و هست که پیش بینی او محقق نشد. مثلاً او پیش بینی کرد به زودی در انگلستان انقلاب کمونیستی رخ می دهد اما این انقلاب هیچ گاه در این کشور رخ نداد.
۲- مارکس تحولات تاریخی را که از بسیاری عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... ناشی می شود را صرفا به اقتصاد تقلیل می دهد . به این ترتیب او در نظریه اش بسیاری از عوامل مهم و موثر را نادیده می گیرد و یا کم اهمیت می پندارد.
۳- از لحاظ هستی شناسانه نیز عدم پذیرش وجود خداوند و یا هر نوع پدیدار غیر مادی طبیعی از سوی مارکسیسم مورد پذیرش هیچ یک از ادیان که بنیان همه آنها بر پذیرش عالم ماوراء است، نمی باشد. مارکسیسم اصالت را به ماده می دهد.
۴- در مارکسیسم نزاع بر سر تضادّ طبقاتی است در حالی که در اسلام نزاع در طول تاریخ بر سر حق و باطل است.
۵- مارکسیسم تمام مالکیّت خصوصی را ملغی میکند و خواستار مالکیّت عمومی در جامعه است. اصولا امکان به وجود آمدن چنین جامعه ای وجود ندارد و لذا پیش بینی مارکس که معتقد به رسیدن به این جامعه است هیچ گاه محقق نخواهد شد. در حالی که در اسلام مالکیّت خصوصی با کار و تلاش و تولید و از راههای مشروع و همراه با خمس و زکات و انفاق در راه خدا باشد، محترم است.
۶- مارکسیسم نهایتاً خواستار برچیده شدن حکومت است در حالی که اسلام نیل به سعادت دنیا و آخرت را در گرو حکومت دینی می داند.
۷- مارکسیسم دین را افیون توده میشمرد و علّت تحمیق توده را در دین میداند، ولی اسلام دین را مسیر حقیقی برای هدف والا که همان عبودیّت است می داند. و همچنین دین را به عنوان مهمترین عامل حرکت بشری و طغیان علیه ظلم و جور و فساد میانگارد. شاید در برخی مقاطع تاریخ این گفته در مورد دین مسیحیت صادق باشد اما بی تردید در مورد دینی همچون اسلام آن هم در میان اهل تشیع صادق نخواهد بود. شیعیان به دلیل حضور پررنگ قیام عاشورا در زندگی روزمره آنها همواره با انقلاب و قیام آشنا بوده اند و نمونه آشکار آن نیز انقلاب اسلامی ایران است که بر اساس آموزه های اسلامی شکل گرفت. در واقع انقلاب ایران خط بطلانی است بر این آموزه مارکس.
۸- در مارکسیسم اخلاق به شکل پراگماتیسمی و نسبی مطرح میشود در حالی که در اسلام اخلاق مطلق و همیشگی، فطری بدیهی و عقلانی است.
۹- مارکسیسم راه ظهور کمونیسم را جز از طریق انقلابهای خشونت آمیز، ترور و و حشت نمیداند. ولی اسلام مبنای کار را بر اساس اگاهی، تفهیم و هدایت قرار داده است. در مارکسیسم انقلاب مطرح است و در اسلام جهاد فکری و فرهنگی.
۱۰- از بین بردن انگیزه(پروتاریسکا): در مارکسیسم انسان انگیزهای برای تولید و کسب ثروت ندارد
۱۱- کنترل بر تمامی شئونات انسان(تاریخ، ادبیات، هنر و ...)
۱۲- پلیسی کردن جامعه
۱۳- عدم خود انتقادی ایدئولوژِی
برای مطالعهی بیشتر: ۱- نقدی بر مارکسیسم، مرتضی مطهری. ۲- فلسفه ما، شهید صدر ۳- درس هایى دربارهی مارکسیسم، جلال الدّین فارسى ۴- فلسفهی اسلامى و اصول دیالکتیک، جعفر سبحانى ۵- پایان عمر مارکسیسم، ناصر مکارم ۶- نقدى بر مارکسیسم، محمد جاسمى ۷- شناخت و سنجش مارکسیسم، احسان طبرى و ...
بحران آب و کتاب!...ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: مارکسیسم, نویسنده: بازدید: 17