۱- در بحث کارآمدی باید به اهداف و شاخصهها، امکانات و تواناییها، و نیز موانع توجّه داشت.
۲- در عین حال که به آرمانها و قلّهها نظر داریم، به نقطهی آغاز نیز توجّه داشته باشیم. یعنی توجّه داشته باشیم که کشور در آغاز انقلاب در چه وضعی بود.
۳- ایران را نباید با مالزی و ترکیه و زاپن و ... مقایسه کرد، ایران را باید با کشورهایی که در شرایط یکسان با ایران قرار دارند، مثل مصر و لیبی و تونس و ... سنجید.
۴- در کشور دو جریان وجود دارد: جریان انقلابی و جریان غیرانقلابی. کارهای کشور در اصل در دست جریان غیر انقلابی قرار دارد که نه به آرمانهای انقلاب عقیده دارند و نه با رأس نظام هماهنگ هستند.
۵- کشور میتوانست از این که هست بهتر باشد.
۶- نیروی انسانیِ طراز انقلاب اسلامی کم داریم و اندک افرادی هم که هستند کارها اغلب دستشان نیست.
۷- هر جا کارها دست انقلابیها بوده، پیشرفتهای چشمگیری داشتیم.
۸- مدیران و مسئولان اجراییِ کشور خطرپذیری ندارند و حاضر نیستند برای پیشبرد امورِ کشور متحمّل زحمت و هزینه شوند و اغلب ملاحظهی منافع و راحتی خود را میکنند.
۹- باندهای قدرت و ثروتی که در کشور شکل گرفته، چوب لای چرخ انقلاب و نظام شده است.
۱۰- دولتها اغلب به جای این که سیاستها و رهنمودهای کلان نظام و رهبری را عملیّاتی کنند، دنبال انگارههای خود میروند.
۱۱- دشمنان خارجی موانع زیادی بر سر راه کشور قرار میدهند.
۱۲- مسئولین اجرایی با این که در شرایط کنونی نیز کارهای بسیاری میتوانند انجام دهند ولی اراده و همّت کار ندارند.
۱۳- دستگاههای مدیریّتی و نظارتی کشور معیوب است.
۱۴- مردم در انتخاب مسئولان اجرایی و نمایندگان و شوراها اغلب از معیارهای اسلامی و عقلانی منحرف میشوند.
۱۵- فرهنگ کار و درستکاری و کار جهادی و ایثار در حدّ قابل قبولی نیست.
۱۶- جنگ و مشکلات داخلی مثل ناآرامیهای کشور در اوایل انقلاب از عوامل کندی در پیشرفت امور کشور بود.
۱۷- دولتی بودن امور و مشارکت کمتر مردم یکی از عوامل کندی است.
بحران آب و کتاب!...