موضوع مابعدالطّبیعه

خرید بک لینک

ارسطو در کتاب آلفا میگوید: فلسفه از علل اقصا(علل اربعه) بحث میکند. در اپسیلن موضوع مابعدالطبیعه را «موجود بما هو موجود»(یا عوارض ذاتیّهی موجود بما هو موجود) ذکر میکند. و در اواخر «مابعدالطبیعه»، موضوع فلسفه را «خدا» میداند، یعنی اشرف موجودات. ولذا بین شارحان این مسئله مطرح است که بالاخره موضوع فلسفه چیست؟ نظر شارحان در این مورد متفاوت است. حاصل این بحثها این بوده که مابعدالطبیعه نهایتاً از «خدا» بحث میکند. ابن رشد هم نظر ارسطو را به همین سمت برده است.

نخستین فیلسوفی که فلسفه را به وجودشناسی برده ابن سیناست. وی در الهیّات شفا این مسئله را مطرح کرده است. بنا به نظر ابن سینا، موضوع فلسفه نباید مسئله باشد، در حالی که خدا جزو مسائل مابعدالطبیعه است نمیتواند موضوع آن باشد. به نظر وی موضوع فلسفه، «موجود بما هو موجود» است. تمام مباحث دیگر، مسئله هستند. بعد از ابن سینا، فلسفه انتولوژی شد. به نظر وی، موضوع فلسفه در مقام تعریف و تحقّق محتاج و مشروط به مادّه نیست. و لذا، دربارهی هر چیزی میتوان به نحو فلسفی بحث کرد. میتوان دربارهی «جسم» مقدّم بر تعیّن مادّیاش بحث کرد. میتوان دربارهی هر چیزی قبل از تعیّن ماهوی و تخصّص استعدادیاش، بحث فلسفی کرد. در «مقدّم بر تعیّن»، تقدّم رتبی است نه زمانی. بحث از چیزها بعد از تعیّن ماهویشان، تعلّق به قلمرو علوم خاصّ دارد.

بر این اساس، فلسفههای مضاف و این را که فلسفه از قرن 18 به این سو معرفت شناسی یا تحلیل زبانی شده است، چگونه باید توجیه کرد؟ فلسفه در همه حال از «موجود بما هو موجود» بحث میکند، گر چه صور و اطوارِ مختلف دارد. تا قبل از آغاز فلسفه، بحث عقلی در بارهی «موجود بما هو موجود» در کار نبود.

هر علمی دربارهی موجودات بحث میکند جز منطق. ریاضیّات هم حدود اشیا و جسم تعلیمی را از اشیاء خارجی انتزاع میکند و وجود ذهنی آنها را مورد بحث قرار میدهد.

بحران آب و کتاب!...

ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال می‌کنید

برچسب: مابعدالطّبیعه, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 7:02

صفحه بندی