- ولایت به صنف فقها سپرده نشده است.
- ولیّ فقیه معصوم نیست.
- فقیه متخصّص در سیاست و حکومت داری نیست و با فقه نمیتوانجامعه را اداره کرد و برای ادارهی جامعه باید متخصّص در دانش مدیریّت بود. بهعبارت دیگر، مدیریّت باید علمی باشد نه فقهی.
· اگر ولایت به فقها سپرده نشده، به غیرفقیه به طریق اولی سپرده نشدهاست. اگر فقیه شرعاً ولایت نداشته باشد، دیگران حتماً این حق را ندارند.
· کسی نگفته فقیه باید ولی و حاکم باشد بلکه منظور از ولایت فقیه این استکه ولی و حاکم باید فقیه جامع الشّرایط باشد که هم با شرع سازگار است هم با عقل.با وجود فقیه جامع الشّرایط، نوبت حکومت به غیرفقیه نمیرسد.
· نظارت ساختاری به علاوهی نظارت درونی(ملکة تقوا)، ضامن این است کهامکان خطیئة فقیه به حدّ اقل برسد. وآنگهی امکان خطا و خطیئه به معنی وقوع آننیست. ولیّ فقیه در کارهای خود با متخّصصین مشورت میکند و ضوابط اجتهادی را رعایتمیکند و امکان خطا کمتر میشود. البتّه با اینحال اگر دچار خطای فاحش هم نشود،معذور است. خطا و خطیئة فاحش فقیه موجب عزل او میشود. اگر هم متوجّه خطا و خطیئةاو نشویم، تکلیفی نیست. قاعدتاً اگر فقیه نیرنگ کند و خطاها و خطیئات خود رابپوشاند، خدای متعال رسوا و از ولایت ساقطش میکند.
· متخصّص در علم مدیریّت و سیاست و حکومت داری لزوماً شایستة حکومت نیست.مدیریّت کار روح است نه دانش صرف. کسی که علم مدیریّت دارد، باید در کنار آناستعداد و شمّ مدیریّت هم داشته باشد و قبل از آن نفس خود را مدیریّت کرده باشد.آشنایی اجمالی با اوضاع زمان و جامعه و تجربه و استعداد مدیریّت برای ادارة جامعهکافی است و نیازی به تحصیلات تخصّصی و تفصیلی نیست. ضمن این که ولیّ فقیه، برخی ازشئون خود را واگذار کرده است.
· کار ولیّ فقیه نشان دادن راه و ترسیم سیاستهای کلان و کلّی و نظارتعالی است و این امور با اشراف بر آموزههای دینی به علاوة اوضاع کلّی جامعه وزمانه کافی است.
· بسیاری از رهبران لزوماً تحصیلات آکادمیک و تخصّص در سیاست و مدیریّتبه معنای دانشگاهی نداشتهاند و با این حال خود مسئلهآموز و رهآموز بودهاند.
ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19