در کشور ما کسانی که بیش از همه شعار آزادی دادهاند، بیش از همه آن را نقض کرده و بیش از همه مستبّد و کم ظرفیت بودهاند. آنان آزادی را فقط برای خود خواستهاند و آن را بر سر مخالفین خود کوبیده و مخالفان خود را به عنوان دشمن آزادی راندهاند.
در دورههایی که مدّعیان آزادی در کشور ما میداندار بودهاند، نوعی خفگان و استبداد روشنفکری حاکم بوده و فضا به شدّت ملتهب و پرتنش و تنگ بوده است. گویی اینان از آزادی سوء استفاده میکنند تا بر سر کار بیایند و وقتی بر سر کار آمدند، دیگر کاری به آن ندارند.
آزادی را به درستی تعریف نمیکنند و آن را به صورت کلّی و مطلق و مبهم به کار میبرند تا همه گونه و به دلخواه از آن استفاده کنند. در هیچ جای عالم، آزادی بدون قید و حدّ و خطّ قرمز نیست. حتّی پدران لیبرالیسم یعنی هابز و لاک نیز آزادی را به این معنی به کار نبردهاند. به همین دلیل اینان در کشور ما بیش از همه مرزهای قانون و اخلاق را در نوردیدهاند. لذا، مهمترین میراث مدَعیان آزادی در کشور ما، رواج لاقیدی و ولنگاری است.
ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57