مسلمانِ فیلسوف: اصل برای او تعالیم وحیانیِ اسلام(کتاب و سنّت) است که کلّیاتاصولش بر اساس عقل سلیم و فطرت برای او اثبات شده و حجّیّت ظواهر قرآن را میپذیردمگر در صورتِ تضادّ با بدیهیّات و ضروریّات عقلی و منتهی شدن به محال و امتناععقلی ... و با وجود قرائن. به راحتی تن به تأویل نمیدهد. برای درکِ استقلالی عقل،توان محدود قائل است. عقل را همه کاره و هیچ کاره نمیداند. در قلمرو ممنوعاتی کهدر شرع وارد شده، تعقّل نمیکند.
فیلسوفِ مسلمان: اصل برای او دستاوردهای به اصطلاح تعقّلِ آزاد است. دین را درچهارچوب عقل میخواهد. در فهم دین، بنا را بر تأویل میگذارد. هر چند لفظاً طاقتعقلی بشر را محدود میداند ولی در عمل فراموش میکند و عملاً برای عقل درکاستقلالی نامحدود قائل است. به قلمرو ممنوعهای برای عقل قائل نیست.
و کسانی گاه و در مواردی، مسلمانِ فیلسوف هستند و گاه و در مواردی فیلسوفِمسلمان.
ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83