یکی از مغالطات رایج در بین دینستیزان این است که گمان میکنند، استناد به هر روایتی جایز و ممکن است. اینان معمولاً بدون در نظر گرفتن شواهد و قرائن، یک روایت (برفرض آنکه صحیح باشد) را ملاک قرار میدهند و میخواهند محتوای آن را به دین نسبت بدهند.
در حالی که برای نسبت دادن محتوای یک روایت به دین لازم است ابتدا بررسی سندی و صحّت صدور شود. البتّه یک روایت حتّی در صورت داشتن سندی معتبر، به هیچ عنوان نمیتواند ملاک قضاوت قرار گیرد و آنچه از آن می فهمیم را به دین نسبت به دهیم.
بعد از بررسی سند یک روایت، باید آن را در کنار صدها روایت دیگر سنجید و از مجموع آن نکته ای استنتاج کرد. به عبارت دیگر، برای فهم یک روایت باید مجموعهی روایات و آیات و مسلّمات دینی را به عنوان شاهد و قرینه در نظر گرفت.
ما را در سایت بحران آب و کتاب! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39